تبليغاتX
? لیلی نام تمام دختران زمین است
لیلی نام تمام دختران زمین است
عشق برترین و بهترین ثروت ماست،تنها طریقی که از این گذر میتوان دیگران رایاری داد.
لیلی نام تمام دختران زمین است

ليلي زير درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد، گل داد سرخ سرخ.
گلها انار شد، داغ داغ هر اناري هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند، دانه ها توي انار جا نمي شدند.
انار كوچك بود دانه ها تركيدند، انار ترك برداشت.
خون انار روي دست ليلي چكيد.
ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد، مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين بود.
كافي است انار دلت ترك بخورد.

ÎÇäå | ÂÑÔíæ | Çíãíá
ÇÈÒÇÑåÇ

ÂÑÔíæ äæÔÊå åÇ
áíä˜ ÏæÓÊÇä
äæÔÊå åÇí íÔíä
ØÈÞå ÈäÏí ãæÖæÚí
Çã˜ÇäÇÊ
ÓÇÒäÏå ÞÇáÈ
چشمهای بارونی من کرده بود به تو عادت

یا رب مکن ایامش را خراب                   که خرابی ایامش خرابی دلم خواهد بود.

هوالمحبوب

سلام.

      این پست رو برای کسی می نویسم(S)که تنها تکیه گاه بود ، برای دل شکسته ام. ولی....

چه کسی باز شعر دلتنگی  سرود!؟... چه کسی خواست دل من اینطوری شکسته تر بشه..

فکر نکن دل شکسته ام برات تنگ نمیشه، فکر نکن نمی شود ببینمت،یا نمی خوام ببینمت. فکر نکن غصه دوریت رو نمی خورم. اونم با این همه غربتی که دارم!....

تنهایی هام بسم نبود!؟ غم و غصه هام بسم نبود!؟ تنها تکیه گاهم تو نبودی!؟ چرا این همه تنهام گذاشتی!؟  من تحمل این همه دوری رو دارم!؟ من همیشه دلم هوای صدات و می کنه ، هروقت به یادتم چشمام بارونی میشه....

می دانی! نگذاشتند با نخواستیم فرق دارد....!!؟؟

شایدم اصلاً تقصیری نداشتی!... نتیجه تقدیر من این بود. شاید دل من عادت داره به تنهایی، ولی منم دوست دارم، دیگه دلم جون بگیره، دیگه اینهمه اسیر غم و غصه نشم...!  ولی........

آخرین یادگاری دلنشین قلبم، صدای خنده شیرین تو بود، که طعم تلخی داشت...

برو ای مهربون، برو ای ماه من، برو ای نازنین...

می سپارمت دست خدا، خدااااااااااا جونم مواظبش باش...

می سپارمت به همان بارانی که عصر خنک آن پنج شنبه دلامون رو صفا داد...

می سپارمت به همان امام رعوف و مهربان، که برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

می سپارمت به همان دوستاره ای که روشنترین بودند در آسمان تنهایی تو و من، ولی دیگر مال ما نیست....

می سپارمت به همه زیبایی ها.......

کاش کسی شعر دلتنگی نمی سرود......

کاش دلم این همه شکسته نمی شد....

کاش کاش کاش و.....

                                                                    ای نگارا،

دور است سر آب در این بادیه، هوش دار--- تا غولان بیابان نفریبند به سرابت

تا در ره پیری ، به چه آئین روی ای دل---- باری به غلط صرف شد ایام شبابت

برو....

من با واژه انتظار انس گرفتم و معنای آن را درک کردم و فهمیدم....

خداحافظی نمی کنم و منتظر بازگشت سبزت می مانم.

 

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن      چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

در راه عشق وسوسه اهرمن بسيست           پيش آی و گوش دل به پيام سروش کن

برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند                 ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن

تسبيح و خرقه لذت مستی نبخشدت            همت در اين عمل طلب از می فروش کن

پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت                 هان ای دختر که پير شوی پند گوش کن

بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق         خواهی که زلف يار کشی ترک هوش کن

با دوستان مضايقه در عمر و مال نيست         صد جان فدای يار نصيحت نيوش کن

ساقی که جامت از می صافی تهی مباد       چشم عنايتی به من دردنوش کن

سرمست در قبای زرافشان چو بگذری          يک بوسه نذر حافظ پشمينه پوش کن

 

 


[ ]
+
آقاجون کمکم...

بسم رب الرضا

السلام علیک یا غریب الغربا السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقراء
امام رضا علیه السلام :

هر کس اندوه مسلمانی را از بین ببرد خداوند در روز قیامت اندوه دلش را زایل سازد .

دلم برای صفای دارالولایه و نوای نقاره خونه تنگ شده بود !دلم برای آب سقا خونت, ,نشستن روی قالی های صحنت و زل زدن به گنبد طلات تنگ شده بود !دلم برای اون زمانی که وقتی وارد شهرت میشدم و از دور چشام به گنبدت میُفتاد و بدنم می لرزید تنگ شده بود.!
دلم برای غروب های توی صحنت له له میزد !یادته شبهای آخری دلم نیومد خداحافظی کنم و پاهام دیگه حس نداشت بر گرده. بهت قول دادم بازم میام...

دوستان عزیز روز میلاد حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) رو بهتون تبریک میگم . میدونید؟ هر امام به یه صفتی مشهوره ، امام رضا (ع) هم به رئوف بودن مشهوره . پس امروز هر چی میخواین از ایشون عیدی بگیرین ، چون فکر نمیکنم که کسی رو بی جواب بذاره . امیدوارم که هر چی ازش میخواین بهتون بده . منو آقا امسال طلبید تونستم برم پیشش برا همتون دعا کردم. برای من هم دعا کنید ها . یادتون نــره ها .

آقای مهربونم !آیا می تونم یه بار دیگه زائر چشمهای مهربون و دستای گرمت بشم ؟!

کمکم کن!تا دلم رو از همه دنیا و لهو و لعب هاش ببرم و به بال کبوترات ببندم تا آسمونی شه !

کاش می شد که امسال روز تولدت حرمت بودم واز ته دل فریاد میکشیدم رضا رضا دوست دارم اما چه حیف و صد حیف ....!

قسمت نبود روز یکشنبه میلاد امام رضا(ع) من مشهد باشم جمعه برگشتم اینو بعد اینکه از مشهد برمی گشتم نوشتم:

با چشمهای بارونی و خیس، با پاهای خسته، با دلی شکسته اومدم آقا جون،

اومدم به زیارت اومدم .

بخدا دلم گرفته ، منم مثل خودت غریبم.

دست خالی اومدم ولی بادلی شکسته اومدم.

می دونم آن قدر بزرگ و رعوفی که، مهم نیست دست خالی اودم.

قولش رو داده بودم که بیام ، عجب روزی خواستی بیام پیشت آقا جون...

چشمهای بارونیم رو باز کردم و دیدم، کنار زریحتم

دستم رو گرفتی و بین اون همه زائر منو بسوی خودت کشیدی آقا جون.

تا که زریحت رو گرفتم ، با چشمهای بارونیم و با دل شکسته ام و بغض صدام ازت کمک خواستم.

خیلی حرفها زدم بهت ...

نزار دست خالی برگردم آقاجون، خیلی بده ، خیلی

آقا جون دوست دارم قفل دلمو باز کنی

منم مثل فرشته های (کبوتر) حرمت ،

رها باشم. آسمونی باشم.

آقا جون دل شکسته ام رو ببین ، کسی رو نداشتم برم حرفامو بهش بگم آروم بشم.

دست خالی برم نگردون،

دست خالی برم نگردون.


[ ]
+
خسته ام....

کسی را که دوست داشتم یه خواب و خیال بود، من تو واقعیت زندگی نمی کردم باید همه چی رو فراموش کنم. باید آدم این دنیا باشم، آدم روزگار ،آدم قدرت ...

دیگه نباید قول احساساتم رو بخورم. دیگه دنیای واقعی رو دوست ندارم.

کاش به دنیا نیامده بودم.

خدایا اونی رو که تو تنهاترین تنهائیهام،تنهای تنهایم گذاشت. هرگز تو تنهاترین تنهائیهاش تنهایش مگذار.

آمـــــــین

چقدر غم دارم وقتی آنها را پهلوی هم بچینم هزاران فرسنگ راه می شود، و هر چه دنبالش روم زیادتر میشود....

هزاران هزار واژه و حرف و کلمه پشت سر هم جمع شدن ، نمی دانم از کدامینشان استفاده کنم.

رفتی و منو با کوله باری از درد و غم گذاشتی پشت خاطرات جان گدازم.....

ای مرگ بیا که زندگی مرا را کشت !
      
اگر اشک ها نمی بود
              
داغ سینه ها سرزمین وداع را می سوزاند.

امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :
پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ،
دلتنگی
افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم
.
دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم

کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است
.
من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو
زیستن
و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .
زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین
سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است

که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود
.
ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم
.
دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم
و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم
نرو.....

سعادت سنگی است سیاه ، آزادی نعشی است مومیایی
زندگی خرمنی است بر باد ،عشق دوشیزه ای است تعزیز شده
 
من به چه امیدی زندگی کنم ؟
جسد آرزوهایم را در تابوت امید بگذارید و بر روی آن خاک نیستی بریزید .
                         
خدایا قفل غم بر تابوتم بزن !

خداحافظ نسیمای غمگین من!


[ ]
+
عید سعید فطر...

نزديك يك ماه برنامه هايمان شكل ديگرى به خود مى گيرد و خواب و خوراكمان از حالت هميشگى درمى آيد . يکي عادت مى كنه به ربناى شجريان، به دعاى سحر رمضان، به شلوغى دم افطار خيابان به خنده هاى سر سفره افطار، به گپ و گعده هاى شب هاى بلند رمضان، به ميهمانى هاى فاميل و دوست و آشنايان، به كلى شور و شوق و هياهو براى رسيدن به افطار خانه و به همه چيزهايى كه شيرينى اين ماه را دوچندان مى كند. حتى آنها كه بنا به عذرى توفيق روزه گرفتن پيدا نمى كنند، از نشستن سر سفره افطار و نان و پنير و چاى شيرين خوردن لذت مى برند دوست داريم همين طور بماند و هيچ وقت تمام نشود

 

حلول ماه شوال، عيد سعيد فطر و پايان ماه مبارك رمضان .

                                                فرخنده و مبارک باد اين عيد بزرگ بر تمامي شيعيان جهان

 چند خطی از دلم که ......

گفت بايد فراموشش کني! همان که آنشب برايم درد و دل مي کرد، گفت تو داري خودت را داغون مي کني با اين همه درد، گفت بايد همه چيز رو فراموش کرد، زندگي کردن با گذشته فقط درد و رنج دارد همين، گفت بايد برق چشمهايش را براي هميشه از خاطرت محو کني، گفت بايد بگردي دنبال دو چشم سياه که ماندني باشد، که وقتي حضورش را خواستي، ديگر در حسرت نگاهش نباشي...!

بهش گفتم، ايــن رسمش نيست!

ميتوانم سالها منتظرش باشم وقتي که قرار نيست بيايد، و ديگر اصلا مهم نيست که چقدر دير کرده باشد، و هي من پشت اين پنجره فکر مي کنم که الان کجاي اين دنيا هست، و الان در حال فکر کردن به چه چيز هست و حتي نگاهش رو به آسمان هست يا زمين...

 

آشناي مــن! اينک من مي مانم وياد تو و هزاران کلمه که پشت قلم صف کشيده اند و مـن در مي مانم ابتدا از کدامشان استفاده کنم. مگر نه اينکه اينک ديگر من نيستم که مي نويسم. اوست. اويي که از هر بند و زنجير واقعيت رزومره در امان است، اويي که گسست نمي تواند و هزاران هزار بار از من بهتر و شريفتر و پاک تر است. او که خود خود خود من است... دلم هوايت را مي کند... خاطرت جــانم را مي کند و رنج مي برم رنج مي برم. رنج مي برم.


[ ]
+
چگونه فراموشت کنم ...

خدایا تو را نداشتیم چیکار باید می کردیم / خدایا ، تو این زمونه همه به فکر خویشتن / دیگر قلب ها را نمی توان شناخت/ محبتها ، عشقها ، همه و همه خریدنی شدند ، هیچی بجز انسان ارزان نیست..
ای کاش :
            در آن دوران که عشق ها واقعی ، محبتها وفادار بودند ، به دنیا آمده بودم.

عاشقا همیشه دردی دارن که درمان نداره ، هیچ عاشقی تا به حال به معشوقش نرسیده ، همه عاشقا در این راه موندن یا خودشونو از این زندگی خلاص کردن و یا به زندگی تن دادن که مرگ از آن بهتر است .

چگونه فراموشت کنم تو را ، که از خرابه های بی کسی به قصر سپید عشق هدایتم کردی
عاشقی بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی / آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی
و برای اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی / و با صداقت عاشقانه ات دلش را به دست آوردی
چگونه فراموشت کنم تو را ، که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم / و طپش قلبت را حس می کردم .
و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم ، که خدایا پس کی او را خواهم یافت .

چگونه فراموشت کنم تو را ،
که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کردم .
برایم تمامی اسمها بیگانه شده اند و همه خاطرات مرده اند
.
دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم . فکرم را نیز به تو می دهم .
بازوانم را به تو می بخشم ، و نگاهم از آن توست ، و شانه هایم که نپرس
.
دیگر با من غریبه اند و تمامی لحظات تو را می خواهند و برای عطر نفسهایت دلتنگی
می کنند .

چگونه فراموشت کنم تو را .
که قلم سبزم را به تو هدیه کردم که حتی نوشته هایت همرنگ نوشته هایم باشد
.
پیشترها سبز را نمی شناختم ، بهتر بگویم با سبز رفاقتی نداشتم . سبز را با تو

شناختم و دلم می خواهد که با یاد تو همیشه سبز بنویسم . دلت را به من بده ،
فکرت را به من بده سرت را روی شانه هایم بگذار
.
وبگذار عطر نفسهایت را میان هم قسمت کنیم ....

    اگه روزگار گذاشت یه بار دیگه دنیا بیام بازم عاشقت میشم بازم سراغ تو میام..
                                هیچ وقت فراموشت نخواهم کرد تا وقتی نفس می کشم.


[ ]
+
پست آشنایی و تمنای من

سلام

سلامی دوباره ،سلامی به مهربانی لیالی ،سلامی به وسعت دریا، به گرمی آفتاب، به زیبایی ماه، به خشبویی غنچه های سرخ عاشقی به همه یاران عزیزان و دوستان گلم.

چه سخت و دشوار و دردناک است در دنیایی زندگی کردن که به مرگ آرزوها برسی و محبتی که به آن مجتاجی ازت دریغ کنن.

ای کاش یه روز عشق و منطق با هم کنار بیان و دیگه کسی از دنیا سیر نشه دیگه کسی نخواد تاریک دنیا شه ، دیگه کسی به مرگ آرزوها نرسه، دیگه غم وغصه نخوره و...

دوباره خواهم نوشت دوباره زنده خواهم شد، به امیدی به تمنایی ...

من دیگه امیر ترنج نیستم امیر ترنج ذره،ذره سوخت خاکستر شد،فنا شد روحش مانده با یک دل امانتی و یه عالمه عشق و آرزو.یکی باید به این روح کمک کنه تا جسمو جونشو دوباره بدست بیاره ، به مرگ آرزوهاش نرسه. آدم این دنیا بشه آدم این روزگار. از زخم زبون ها از دردوغم و غصه رهایی پیدا کنه .

می خوام دیگه خودم باشم ، احدی که وقتی خدا خواست دنیا بیاد یه قلب پراز دردو غم تو سینه اش گذاشتو راهی این دنیا کرد که ، الان می فهممش.

این روح بی جسم به عشق تو مجتاجه تا دوباره جون بگیره . زندگی کردن و دوس داره با عشق تو با وجود تو با عطر نفسهای تو با نوازش دستهای پراز مهر تو و با لبخند پراز امید و روشن تو...

خواهی عشقت رو ببخشو جونش بده . خواهی سینه ام را بشکاف و دلت را بردار و برو تا روحم به خاری و روسوایی فنا شه.

نمی خوام اذیت بشی، يه ذره ازم دلگیر بشی یا ناراحتت کرده باشم.اگه خدای نکرده اینجوری بشه بزرگترین گناه دنیا را من کرده ام. بيشتر از آني كه فكر مي كني چنان مي خواهمت كه بهت نياز دارم دوستت دارم بدون تو زندگي برام محاله خياله ، كويره يه سرابه...

تويي كه خدا بهم داده تا آخرش برام بسمي. با وجود تو با ياد و خاطرات تو با عشق تو من به محبت خدا رسيدم ، عاشق شدم دنيا رو شناختم خودمو شناختم. سوختم و سوختم و سوختم و خالق هستي بخشم رو شناختم. خودش خوب ميدونه اگه بخواد برام نگهت ميداره.

مي مونم تنهايه تنها به اميد لبخند دوباره تو.

مرد يه بار دنيا مياد ، يه بار عاشق ميشه ، يه بار هم مي ميره ، عاشق ميميره

كمك كن با لياقت و با شايستگي و با سعادت و خوشبختي در كنارت ...


[ ]
+
ماه مبارک رمضان * التماس دعا *

خدایا دل بیقرار مرا لبریز عشق و محبت به وجود بر حقت بنما ! خدایا من با عشق تو زنده ام ، با عشق توست که امید در دلم هر روز و شب وجودش را نمایان می سازد و مرا دربودن تو این دنیای خاکی تشویق می کند . خدایا لحظه لحظه زندگی ام را با حضورت پر برکت بنما! خدایا مرا در راهی قرار ده که انتهایش به دریای بی کران محبت تو ختم می شود . خدایا در این دنیای خاکی دلهایمان پر از لکه های سیاه معصیت است که فقط با بخشش بی کران توست که این لکه های سیاه را به نور و روشنایی تبدیل خواهد کرد . خدایا مونس تنهایی ام باش ! ای مهربانترین مهربانان .!.

ماه مبارک رمضان ، ماه نزول قرآن ، ماه ذکر و نیاز و ماه عشق و وصال بر تمامی شیعیان جهان مبارک….

««« ادعونی استجب لکم »»»

خدايا ترا سپاس ميگويم كه به من قدرت صبررا بخشيدي و در نااميدي ها روزنه اي از اميد را بر وجودم تاباندي.

بار پروردگارا اي خداوند متعال، رويم را به زيبايي ها آراستي و دلم را به نور عشق پيراستي. رويم از بهر نظاره جمله خالقين و دلم از بهر نظاره حضرتت پرداختي.

                                      بار الها رويم نظرگاه مردم است و دلم نظرگاه تو.

اي خالق هستي بخش و اي كريم كارساز در دل دردناكم نظر كن. اي كارساز بي احتيال تا صورتم از نور تجلي عشقت منور گردد.

                        چاره كار ما بساز ، مرحم درد ما بساز كه همانا سياست جلال توست.

بار پروردگارا لغزشهاي رسوا كننده را تو آمرزنده اي و كارهاي زشت و اعمال پليد را تو پوشاننده اي و گناه كاران را تو آمرزگار، اي نواب رحيم و اي تواب كريم.

الهي گرفتار آن دردم كه تو درمان آني ، الهي اگر كسي ترا به طلب يافت من خود طلب از تو يافتم ، اگر كسي ترا به جستن يافت من ترا به گريستن يافتم.

بار پروردگارا ، آنكه اهل سعادت است، سرانجام اورا سعادتمند خواهي ساخت، و آنكه اهل شقاوت و بدبختي است، بالاخره او را به سيه روزي گرفتار خواهي كرد.

دنيا مانند درياست كه هرچه شخص تشنه از آن بيشتر آشامد، تشنگي اش بيشتر شود تا اورا بكشد.

دنيا خانه نيستي و فناست، فريب خورده كسي است كه دنيا اورا فريب دهد.

دنيا زيان است و به اميد آرزو مي گذرد.

دنيا محل آفتهاست و آرزوي بدبختان است.

دنيا جاي افتادن و لغزيدن عقل ها است.

دنيا خانه غريبان و وطن بدبختان است.

دنيا زهر است. خورنده آن كسي است كه نمي شناسد آن را.

رغبت در دنيا و حرص بر آن، موجب خشم حق تعالي مي شود.

براي سفر آخرت آماده شو و توشه اي را پيش ازفرا رسيدن اجل تهيه نما.


[ ]
+