یا رب مکن ایامش را خراب که خرابی ایامش خرابی دلم خواهد بود.
هوالمحبوب
سلام.
این پست رو برای کسی می نویسم(S)که تنها تکیه گاه بود ، برای دل شکسته ام. ولی....
چه کسی باز شعر دلتنگی سرود!؟... چه کسی خواست دل من اینطوری شکسته تر بشه..
فکر نکن دل شکسته ام برات تنگ نمیشه، فکر نکن نمی شود ببینمت،یا نمی خوام ببینمت. فکر نکن غصه دوریت رو نمی خورم. اونم با این همه غربتی که دارم!....
تنهایی هام بسم نبود!؟ غم و غصه هام بسم نبود!؟ تنها تکیه گاهم تو نبودی!؟ چرا این همه تنهام گذاشتی!؟ من تحمل این همه دوری رو دارم!؟ من همیشه دلم هوای صدات و می کنه ، هروقت به یادتم چشمام بارونی میشه....
می دانی! نگذاشتند با نخواستیم فرق دارد....!!؟؟
شایدم اصلاً تقصیری نداشتی!... نتیجه تقدیر من این بود. شاید دل من عادت داره به تنهایی، ولی منم دوست دارم، دیگه دلم جون بگیره، دیگه اینهمه اسیر غم و غصه نشم...! ولی........
آخرین یادگاری دلنشین قلبم، صدای خنده شیرین تو بود، که طعم تلخی داشت...
برو ای مهربون، برو ای ماه من، برو ای نازنین...
می سپارمت دست خدا، خدااااااااااا جونم مواظبش باش...
می سپارمت به همان بارانی که عصر خنک آن پنج شنبه دلامون رو صفا داد...
می سپارمت به همان امام رعوف و مهربان، که برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.
می سپارمت به همان دوستاره ای که روشنترین بودند در آسمان تنهایی تو و من، ولی دیگر مال ما نیست....
می سپارمت به همه زیبایی ها.......
کاش کسی شعر دلتنگی نمی سرود......
کاش دلم این همه شکسته نمی شد....
کاش کاش کاش و.....
ای نگارا،
دور است سر آب در این بادیه، هوش دار--- تا غولان بیابان نفریبند به سرابت
تا در ره پیری ، به چه آئین روی ای دل---- باری به غلط صرف شد ایام شبابت
برو....
من با واژه انتظار انس گرفتم و معنای آن را درک کردم و فهمیدم....
خداحافظی نمی کنم و منتظر بازگشت سبزت می مانم.
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
در راه عشق وسوسه اهرمن بسيست پيش آی و گوش دل به پيام سروش کن
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
تسبيح و خرقه لذت مستی نبخشدت همت در اين عمل طلب از می فروش کن
پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت هان ای دختر که پير شوی پند گوش کن
بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق خواهی که زلف يار کشی ترک هوش کن
با دوستان مضايقه در عمر و مال نيست صد جان فدای يار نصيحت نيوش کن
ساقی که جامت از می صافی تهی مباد چشم عنايتی به من دردنوش کن
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری يک بوسه نذر حافظ پشمينه پوش کن

[ ]
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ16:59 ÊæÓØ احــــد
بسم رب الرضا
السلام علیک یا غریب الغربا السلام علیک یا معین الضعفاء و الفقراء
امام رضا علیه السلام :
هر کس اندوه مسلمانی را از بین ببرد خداوند در روز قیامت اندوه دلش را زایل سازد .
دلم برای صفای دارالولایه و نوای نقاره خونه تنگ شده بود !دلم برای آب سقا خونت, ,نشستن روی قالی های صحنت و زل زدن به گنبد طلات تنگ شده بود !دلم برای اون زمانی که وقتی وارد شهرت میشدم و از دور چشام به گنبدت میُفتاد و بدنم می لرزید تنگ شده بود.!
دلم برای غروب های توی صحنت له له میزد !یادته شبهای آخری دلم نیومد خداحافظی کنم و پاهام دیگه حس نداشت بر گرده. بهت قول دادم بازم میام...
دوستان عزیز روز میلاد حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) رو بهتون تبریک میگم . میدونید؟ هر امام به یه صفتی مشهوره ، امام رضا (ع) هم به رئوف بودن مشهوره . پس امروز هر چی میخواین از ایشون عیدی بگیرین ، چون فکر نمیکنم که کسی رو بی جواب بذاره . امیدوارم که هر چی ازش میخواین بهتون بده . منو آقا امسال طلبید تونستم برم پیشش برا همتون دعا کردم. برای من هم دعا کنید ها . یادتون نــره ها .
آقای مهربونم !آیا می تونم یه بار دیگه زائر چشمهای مهربون و دستای گرمت بشم ؟!
کمکم کن!تا دلم رو از همه دنیا و لهو و لعب هاش ببرم و به بال کبوترات ببندم تا آسمونی شه !
کاش می شد که امسال روز تولدت حرمت بودم واز ته دل فریاد میکشیدم رضا رضا دوست دارم اما چه حیف و صد حیف ....!
قسمت نبود روز یکشنبه میلاد امام رضا(ع) من مشهد باشم جمعه برگشتم اینو بعد اینکه از مشهد برمی گشتم نوشتم:
با چشمهای بارونی و خیس، با پاهای خسته، با دلی شکسته اومدم آقا جون،
اومدم به زیارت اومدم .
بخدا دلم گرفته ، منم مثل خودت غریبم.
دست خالی اومدم ولی بادلی شکسته اومدم.
می دونم آن قدر بزرگ و رعوفی که، مهم نیست دست خالی اودم.
قولش رو داده بودم که بیام ، عجب روزی خواستی بیام پیشت آقا جون...
چشمهای بارونیم رو باز کردم و دیدم، کنار زریحتم
دستم رو گرفتی و بین اون همه زائر منو بسوی خودت کشیدی آقا جون.
تا که زریحت رو گرفتم ، با چشمهای بارونیم و با دل شکسته ام و بغض صدام ازت کمک خواستم.
خیلی حرفها زدم بهت ...
نزار دست خالی برگردم آقاجون، خیلی بده ، خیلی
آقا جون دوست دارم قفل دلمو باز کنی
منم مثل فرشته های (کبوتر) حرمت ،
رها باشم. آسمونی باشم.
آقا جون دل شکسته ام رو ببین ، کسی رو نداشتم برم حرفامو بهش بگم آروم بشم.
دست خالی برم نگردون،
دست خالی برم نگردون.
[ ]
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ13:20 ÊæÓØ احــــد
کسی را که دوست داشتم یه خواب و خیال بود، من تو واقعیت زندگی نمی کردم باید همه چی رو فراموش کنم. باید آدم این دنیا باشم، آدم روزگار ،آدم قدرت ...
دیگه نباید قول احساساتم رو بخورم. دیگه دنیای واقعی رو دوست ندارم.
کاش به دنیا نیامده بودم.
خدایا اونی رو که تو تنهاترین تنهائیهام،تنهای تنهایم گذاشت. هرگز تو تنهاترین تنهائیهاش تنهایش مگذار.
آمـــــــین
چقدر غم دارم وقتی آنها را پهلوی هم بچینم هزاران فرسنگ راه می شود، و هر چه دنبالش روم زیادتر میشود....
هزاران هزار واژه و حرف و کلمه پشت سر هم جمع شدن ، نمی دانم از کدامینشان استفاده کنم.
رفتی و منو با کوله باری از درد و غم گذاشتی پشت خاطرات جان گدازم.....
ای مرگ بیا که زندگی مرا را کشت !
اگر اشک ها نمی بود
داغ سینه ها سرزمین وداع را می سوزاند.
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :
پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی
افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .
دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .
من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن
و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .
زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین
سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است
که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .
ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم.
دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم
و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم
نرو.....
سعادت سنگی است سیاه ، آزادی نعشی است مومیایی
زندگی خرمنی است بر باد ،عشق دوشیزه ای است تعزیز شده
من به چه امیدی زندگی کنم ؟
جسد آرزوهایم را در تابوت امید بگذارید و بر روی آن خاک نیستی بریزید .
خدایا قفل غم بر تابوتم بزن !
خداحافظ نسیمای غمگین من!
[ ]
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ13:19 ÊæÓØ احــــد




