خدایا تو را نداشتیم چیکار باید می کردیم / خدایا ، تو این زمونه همه به فکر خویشتن / دیگر قلب ها را نمی توان شناخت/ محبتها ، عشقها ، همه و همه خریدنی شدند ، هیچی بجز انسان ارزان نیست..
ای کاش :
در آن دوران که عشق ها واقعی ، محبتها وفادار بودند ، به دنیا آمده بودم.
عاشقا همیشه دردی دارن که درمان نداره ، هیچ عاشقی تا به حال به معشوقش نرسیده ، همه عاشقا در این راه موندن یا خودشونو از این زندگی خلاص کردن و یا به زندگی تن دادن که مرگ از آن بهتر است .
چگونه فراموشت کنم تو را ، که از خرابه های بی کسی به قصر سپید عشق هدایتم کردیعاشقی بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی / آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی
و برای اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی / و با صداقت عاشقانه ات دلش را به دست آوردی
چگونه فراموشت کنم تو را ، که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم / و طپش قلبت را حس می کردم .
و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم ، که خدایا پس کی او را خواهم یافت .
چگونه فراموشت کنم تو را ،
که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کردم .
برایم تمامی اسمها بیگانه شده اند و همه خاطرات مرده اند .
دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم . فکرم را نیز به تو می دهم .
بازوانم را به تو می بخشم ، و نگاهم از آن توست ، و شانه هایم که نپرس .
دیگر با من غریبه اند و تمامی لحظات تو را می خواهند و برای عطر نفسهایت دلتنگی
می کنند .
چگونه فراموشت کنم تو را .
که قلم سبزم را به تو هدیه کردم که حتی نوشته هایت همرنگ نوشته هایم باشد .
پیشترها سبز را نمی شناختم ، بهتر بگویم با سبز رفاقتی نداشتم . سبز را با تو
شناختم و دلم می خواهد که با یاد تو همیشه سبز بنویسم . دلت را به من بده ،
فکرت را به من بده سرت را روی شانه هایم بگذار.
وبگذار عطر نفسهایت را میان هم قسمت کنیم ....
اگه روزگار گذاشت یه بار دیگه دنیا بیام بازم عاشقت میشم بازم سراغ تو میام..
هیچ وقت فراموشت نخواهم کرد تا وقتی نفس می کشم.
[ ]
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ13:11 ÊæÓØ احــــد




